سه شنبه, 02 آبان 1396
 
 
 

 

 

 
 
 

اخبار برگزیده

اخبار استان

 
 
 

اي كاش نفت نداشتيم

بعد از جنگ و برقراری ثبات نسبی در کشور، می‌شد کاری کرد که بعد از تقریباً سه دهه، اقتصاد کشور به نفت وابسته نباشد. اما چرا این اتفاق نیفتاد؟

چرا هیچ کدام از دولت‌های قبل و بعد از انقلاب اسلامی، نتوانستند که مانع ایجاد یا گسترش ساختار معیوب اقتصادی کشور بشوند و برخلاف تمامی نظرها، وابستگی ما به این ماده دائماً بیشتر می‌شود؟

چرا تزریق درآمدهای نفتی بر پیکره موجود اقتصاد ایران رشد تولید و اشتغال نمی افزاید؟

به نظر ميرسد دليل تمام عقب ماندگی ها و عدم پیشرفت و توسعه کشورمان ناشی از وجود نفت می باشد . در طي تمام اين سالها كه نفت فروختيم  و پول آن را به اقتصاد بیمار کشور تزریق کردیم و عاقبت هم این شده است که می بینیم و فکر نکنم احتیاج به توضیح داشته باشد . به راستی و البته به نظر من اگر نفت نداشتیم اکنون ایران هم مانند ژاپن و کره جنوبی پیشرفت کرده بود اما این نفت بود که عامل عقب ماندگی شد و باعث شد ایران در این وضعیت عقب مانده قرار گیرد . هر چند که بعضی از اقتصاد دانان عدم توسعه یافتگی را نه از وجود نفت بلکه ناشی از عدم مدیریت صحیح و سوء مدیریت در کشور می دانند .

يكي از پدیده‌هاي عجيب ادبيات رشد اقتصادي آن است كه كشورهاي با منابع كم رشد بالاتري را نسبت به كشورهاي با منابع غني تجربه كرده‌اند. بر اساس شواهد تجربي، رابطه رشد اقتصادي با شاخص‌هاي وفور منابع طبيعي نشان مي‌دهد كه به طور متوسط كشورهاي با صادرات مبتني بر منابع طبيعي بالا داراي رشد اقتصادي پاييني هستند.
كشورهايي با منابع فقير مانند سوئيس و ژاپن از كشوري مانند روسيه با منابع غني پيشي گرفتند. در سي سال گذشته بهترين دارندگان عملكرد اقتصادي، اقتصادهاي تازه صنعتي شده آسياي شرقي با منابع طبيعي فقير بودند. در حالي‌كه تجربه بسياري از كشورهاي با منابع طبيعي غني، مانند كشورهاي نفتي، رشد اقتصادي ضعيفی را نشان می‌دهد.

در اقتصاد های غیر نفتی ، در آمد دولت عمدتا" از محل جمع آوری مالیات است ، اما در کشورهای نفت خیز بخش زیادی از در آمد دولت و بعضا" تا ۸۰ درصد  از محل صادرات و فروش نفت است . این امر سبب استقلال دولت از طبقات اجتماعی و حتی بر عکس سبب وابسته شدن مردم به نهاد دولت می شود و در این صورت دولت بر فراز جامعه قرار می گیرد وبه عبارتی مردم برای دولت اهمیتی ندارند  همچنین این استقلال مالی دولت به آن اجازه می دهد که خواستهای خود را بر مردم تحمیل کند . با یک مقایسه کلی روابط دولت و مردم در کشور های نفت خیز این مورد ثابت خواهد شد و این امر با استفاده از ابزارهای متعدد انجام می شود که گسترش مداخله دولت در امور اقتصادی ، توزیع رانت نفت برای جلب حمایت سیاسی از اشکال اصلی آن است . از نظر سیاسی وابستگی به نفت و گسترش فرهنگ رانت خواری دست دولت را باز نگه می دارد که هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد چون پول دارد .

 

در اقتصاد ایران وجود کسری بودجه مزمن از ویژگی‌های اساسی بودجه دولت است. حتی در سال‌های اخیر که متناظر با افزایش درآمدهای نفتی بوده ، مخارج کل دولت بیش از درآمدها بوده  است. افزایش شدید مخارج دولت و بزرگ‌تر شدن اندازه دولت در دوران رونق نفتی، وابستگی اقتصاد را به مخارج دولتی افزوده و در نتیجه کاهش مخارج دولت در چنین شرایطی منجر به تعمیق رکود اقتصادی شده است. نکته دیگر آنکه بر خلاف سیاست‌های برنامه‌ای، وابستگی بودجه دولت به نفت افزایش پیدا کردو تامین هزینه‌های مصرفی دولت از درآمدهای مالیاتی محقق نشده است. افزایش شدید تراز عملیاتی در سال‌های اخیر به مفهوم افزایش وابستگی هزینه‌های جاری دولت به درآمد نفت و حساب ذخیره ارزی بوده است . كه با افت درآمدهای نفتی، به علت چسبندگی هزینه‌های دولت و وابستگی درآمدها به درآمد نفت، کسری بودجه دولت افزایش یافت و با محدود شدن حساب ذخیره ارزی برای تامین کسری بودجه دو گزینه متصور بود که هر دو در نهایت منجر به افزایش نرخ ارز اسمی می‌شود. گزینه غیرمستقیم، روش انتشار پول و افزایش تورم و به تبع آن افزایش نرخ ارز است. و گزینه مستقیم افزایش نرخ ارز رسمی برای افزایش درآمدهای ریالی نفتی است.

 

اما  در كل  مهمترین عامل مشکلات اقتصادی ما، نه در وابستگی اقتصادی که در کاهلی اقتصادی‌ست. یعنی وابستگی اقتصادی امروز ما، خودش عامل مشکلات اقتصادی نیست. بلکه این مسئله، معلول امر دیگریست و آن امر، تنبلی و کاهلی موجود در فرهنگ عمومی ماست که به همه‌ی حوزه‌های زندگی ما سرایت کرده و طبیعتاً، اقتصاد ما را هم درگیر نموده است.


به عبارت دیگر، همین تنبلی‌ و نگاه روزمره به امر اقتصاد است که باعث می‌شود تا معاش عموم مردم ایران در طول سلسله‌ی قاجار، یک معاش بخور و نمیر بوده و بعد از کشف نفت در ایران، گویی که فرشته‌ی نجاتش را پیدا کرده باشد، به شکل راتنیر دربیاید. در حالی که اگر اهمیت به کار و تلاش در فرهنگ عمومی و فرهنگ اقتصادی ما جا افتاده بود، نه تنها نفت به پاشنه‌ی آشیل ما تبدیل نمی‌شد، بلکه می‌توانست برگ برنده‌ی این روزهای ما نیز باشد

و اما عامل اصلی بروز پدیده رکود تورمی در اقتصاد ایران از سال 1391 است. تحریم‌‌های اقتصادی شامل تحریم نفتی، تحریم مالی و تحریم شرکت‌های ایرانی، درمجموع از مسیر کاهش شدید درآمدهای نفتی، جهش نرخ ارز و بی‌ثباتی آن، حاکمیت نظام چندنرخی ارز، سخت‌تر شدن مبادلات مالی و کالایی با کشورهای خارجی و افزایش ریسک و نااطمینانی و کاهش امنیت اقتصادی، موجبات انقباض طرف عرضه کل اقتصاد و در پی آن بروز رکود تورمی را فراهم کرده است. اکنون سوال این است که برای مقابله با چنین رکود تورمی، چه سیاستی مناسب است؟

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد
 
 
 
 
 
 
 
 
   
 
 
  • لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
    لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
  • لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
    لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
  • لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
    لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
  • لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
    لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
  • لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
    لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
  • لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
    لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
  • لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
    لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
  • لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
    لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
  • لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد
    لحظات دل انگيز غروب و طلوع خورشيد